همیشه دوستت دارم
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم
صدایم کن ... ببین من چگونه بی صبرانه منتظر شنیدن انعکاس نامم از زبان تو هستم؟
نگاهم کن ... نگاهم کن و ببین که من چگونه مشتاقانه در سیاهی بی پایان چشمهایت در جستجوی نشانی از خود می گردم...
دستانت را در دستان پر تمنای من بگذار و ببین که چگونه حرارت عشق سرمای دستانت را خواهد بلعید...
و قلبت را به من بسپار تا در آن با تمام مداد رنگی هایم تصویری از عشق برایت نقاشی کنم
مهلتی می خواهم برای نوشتن برای خواستن برای گفتن برای فریاد زدن
برای شکستن این همه فاصله ....................