تبليغاتX
¸.•**•.¸ღ♥ღ نفرین شدهღ♥ღ¸.•**•.¸

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:15 توسط shima |

 

دوست‌ات دارم
به همين ساده‌گي

دل شوره دارم
پنجره باز است و هوا گرم
با خودم مي گويم؛ دوست‌اش دارم
با خودم مي گويم؛
مي‌شود
يك روز آخر مي‌شود

ماهي ليز كوچك
مدام از دست‌هاي‌ام سر مي‌خورد
دريا كه حوض نيست
ولي من شنا مي‌كنم

تابلو‌هاي اتاق‌ام را برداشته‌ام
همه‌ي اتاق تنها شده است
اين آسمان لعنتي هواي دل‌تنگي در سينه دارد
در اداره‌ي هواشناسي جواب آدم را سر بالا مي‌دهند

راه مي‌افتم در خيابان
مي‌روم موزه
شايد از شادي‌هاي كودكي‌ام چيزي در آن جا باشد
يك نفر سر راه‌ام مي‌ايستد
مي‌گويد:
_"كدام كودكي؟
راه گم كرده‌ايد آقا؟"
سرطان مي‌گيرم انگار

تو طعم شكلات مي‌دهي
من طعم شكلات‌ها را دوست دارم
اما سهمي از شكلات‌هاي تو ندارم

آسمان هنوز حال‌اش خوب نيس
هواپيماها و پرنده‌ها
سردشان شده است
من دل‌ام گردو مي‌خواهد
سنگ براي شكستن دارم
اما خودش را نه

اما من تو را دوست دارم
به همين ساده‌گي

وقتي مي‌گويم حال‌ام خوب نيست
ماهي‌ها همه عاشق مي‌وند
ولي هيچ ستاره‌اي مرض بي‌نوري نمي‌گيرد
و اين شكلي تنهايي روي كتاب‌خانه‌ام مي نشيند


مي‌خواهم بنويسم آزادي
مداد مشكي‌ام اسير چشم‌هاي‌ات مي‌شود
كاغذم سبز مي‌شود
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 16:38 توسط shima |

اجازه هست كه عشقتو تو كوچه ها داد بزنم؟ 

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه

اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟

جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه

بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري

بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري

اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟

چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم

اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد

اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟

دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم

اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟

تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم

اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟

بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم

اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 16:31 توسط shima |


ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 0:40 توسط shima |


عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::: :عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن ............ .عشق يعني قطره و باران شدن............ ......... ..... عشق يعني يک شقايق غرق خون ............ ........عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!....... ......... .... عشق يعني سوز ني آه و شبان ............ ..عشق يعني معني رنگين کمان
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 0:38 توسط shima |

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 0:26 توسط shima |


 
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
 
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:36 توسط shima |


دل من باز گریست

                قلب من باز ترک خورد و شکست

  باز هنگام سفر بود و من

                 از چشمانت میخواندم که به آسانی

  از این شهر سفر خواهی کرد

                 و نخواهی فهمید بی تو این باغ

  پر از پاییز است

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:24 توسط shima |


 
 
در فراق تو چشمانم ابری و مه آلود است بیا بیا که دستانم

به گرمای دستانت محتا ج است ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:23 توسط shima |

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
روز و شب زیر لبم اسم تو رو ذکر کنم
دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش
من به آن می ارزم که به من تکیه کنی
گل اطمینان را تو به من هدیه کنی
من به آن می ارزم که در این قربان گاه تو به دادم برسی
تو نجاتم بدهی از دم بی نفسی
تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم
تو به آن می ارزی که اسیر تو شوم
و به یومن نفست آنقدر زنده بمانم تا که پیر تو شوم
تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
روز و شب زیر لبم اسم تو رو ذکر کنم

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:14 توسط shima |

 

آسمون به ماه میگه:عشق یعنی چی؟

 

ماه میگه:یعنی بودن درآغوش تو!

 

ماه میگه:حالاتوبگوعشق یعنی چی؟

 

آسمون میگه:انتظاردیدن تو!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:46 توسط shima |

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:36 توسط shima |

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 15:30 توسط shima |

 اینقدر دل شکسته ام!

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني
 حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي
 نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني
 صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است
 فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
اگه بدوني چقدر دلم برايت تنگ شده...
 اگه بدوني چقدر قلبم برات بي تابي مي كنه.....
 اگه بدوني شبا به يادت چقدر اشك مي ريزم....
 اگه بدوني زندگيم بدون تو چقدر سوت و كوره...
 اگه بدوني چقدر......
 اگه بدوني

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 13:35 توسط shima |